محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
426
الحياة ( فارسي )
توضيح ( 2 ) اين دو حديث و احاديثى همانند ، دليل بر آن نيست كه اسلام فقر را بعنوان روشى براى زندگى و اجتماع پذيرفته است ، كه مردمانى در جامعه هاى اسلامى بايد با فقر زندگى كنند ؛ زيرا ظاهر اين تعبيرها به ما مىفهماند كه فقر و نيازمندى همچون امانتى ميان انسان و خداست . و اين انگيزشى اخلاقى است بر بىنيازى جان و نفس ، نه تصويب فقر اجتماعى و پذيرش حضور آن در ميان توده ها ، و واجب نبودن مبارزه براى برانداختن آن . تعاليم اسلامى كه همگان را به طرد فقر مىخواند و به مبارزهء با آن و كندن ريشه هاى گوناگون آن برمىانگيزد - هم در تراز فردى و هم به توسّط جامعه و دولت - به اندازه اى است كه هيچ مجالى براى اين توهم باقى نمىگذارد كه سكوت بر فقر فقيران و تكاثر ثروتمندان امرى است كه اسلام آن را مىپسندد . آيات فراوانى كه در قرآن كريم آمده است و مردمان را به انفاق و بخشيدن مال به صور و اشكال گوناگون فراخوانده است ، براى اثبات اين امر كافى است كه اسلام تنها مبارز در برابر فقر است ، كه همگان را سخت به مبارزه اى فراگستر با فقر و برانداختن آن واداشته است . و احاديثى - چنان كه خوانندگان كتاب خواندهاند - وجود دارد حاكى از آنكه فقر و نيازمندى از گناهان ثروتمندان است و جلوگيرى آنان از رسيدن ناكامان به حقوق خود و دزديدن زاد و توشهء ايشان به توسط توانگران ؛ و اينها چيزهايى است كه اسلام هرگز آنها را نمىپذيرد . و در احاديثى گفته شده است كه در جامعهء اسلامى . . . فقر و نيازمندى وجود نخواهد داشت ؛ پس مقتضاى جمع ميان اين احاديث و آيات و تعاليم ، همان است كه پيش از اين گفتيم . « 1 » 4 - الامام علي « ع » : الفقر مع الدّين ، الموت الأحمر . « 2 »
--> « 1 » نيز به فصل 39 ( « نگاهى به سراسر فصل » ) ، از اين باب ، مراجعه كنيد و بژرفى آن را بخوانيد ( در همين جلد ) « 2 » « غرر الحكم » / 28 .